سلام بر حسین
مرا اول مرا پایان حسین است
مرا درد و مرا درمان حسین است
دل هر کس به ایمانی سرشتـه
مرا هم دین و هم ایمان حسین است
همه عالم به اذن حق تعالی
چو عبدی سر به فرمان حسین است
بهشت و جنت و فردوس اعلاء
همه معلول پیمان حسین است
برای هر دلی جانان و جانی
مرا هم جان و هم جانان حسین است
عقول جن و انس و هم ملائــــــک
به حقِ حق که حیران حسین است
چو خواهم روضهِ رضوان به فردا
که من را روضهِ رضوان حسین است
چرا عالم ز جانش نـــــــــــاله دارد
مگر او هم پریشان حسین است
اگر خواهی ز حال عبد مسکین
خوشا حالش که مهمان حسین است
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 10:12 توسط وجدان
|
اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد، قلبم را ارائه خواهم کرد و اگر محصول عمرم را بطلبد، اشک را تقدیم خواهم کرد